تاکستانی
-
تاریخ: 1398/4/10 ساعت: 7:46
هر کس که بعد ازمنتو را ببوسدبرلبانتتاکستانی را خواهد یافتکه من کاشته ام.نزار قبانیپ ن. منم دوس ندارم
پنجره
-
تاریخ: 1398/4/10 ساعت: 7:46
پنجره ی خوابت را باز بگذار عشق من!امشب هم می آیم.پیرهن نارنجی تنت کن چکمه قهوه ای بپوشموهات را بریز دور شانه ات و راه بیفتامشب می خواهم در بارسلونا قدم بزنیم یا در فلورانسشاید بخواهی کنار برج ایفل یا شهری دیگرهر جا تو خواستی هر جا که شد با سرنوشت نمی توان در افتاد پنجره ی خوابت را باز بگذار...عباس_م...
می دانمت
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
عمریست تا از جان و دل، ای جان و دل میخوانمت تو نیز خواهان منی، میدانمت ، میدانمت گفتی اگر دانی مرا آیی و بستانی مرا ای هیچگاهِ ناکجا! گو کی، کجا بستانمت آواز خاموشی، از آن در پردهی گوشی نهان ب
روی پوست تنت
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
می خزم توی تاریکی اتاقت روی پوست تنت می مکم سینه ات عصاره ی تنت را با تو خواب با تو بیدار می شوم.. می شوم سایه ای که از صبح با تو بوده بر تنت سنگینی می کنم.. می خزم لای ورق های کتاب جلوی چشم هایت می ر
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
حسین منزوی/ سلطان غزل وقتی تو نیستی وقتی تو باز میxadگردی کوچک-ترین ستارهxadی چشمم خورشید است و اشتیاق لمس تو شاید شرم قدیم دستxadهایم را،
چرا پرنده به دنیا نیامدم
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
در نهضت عظیم دو بازویشکه نهضت عظیمی از زیبایی استدر عصر برگ ریز مسلسل هاحرفی زده استآیا پرنده وار؟یا غنچه وار ؟یا آفتاب وار؟در نهضت عظیم دو بازویشمن گریه ام گرفته که آخر چرا پرنده به دنیا نیامدم
هیچ معشوق
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت گل بخندید که از راست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
چون آینه
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
کاش چون آینه روشن می شددلم از نقش تو و خنده توصبحگاهان به تنم می لغزید
تو جان مرا
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
پیراهنی از آفتاب بپوش پلک باز کن و پنجره را تسلی بده. لبخند تو، شعری صبحگاهی که از خواب بیدارم می کند بخند تا جهان از خواب برخیزد. می خواهم تمام تو کنار تمام من بنشیند می خواهم تا ابد کنار تو صبحانه خ
میخوابم
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 2:59
.بعضی آدم هاادامه ی خواب هایمان هستندادامه یِ رویاهاییکه چند سال پیش دیده ایممی توانبعضی آدم ها رابارها وبارها خواب دیددوست داشت بارها وبارهامثل چیزی کهدرانسان ته نشین شده باشدمی خوابمتا باقی مانده ات راخواب ببینم...#هادی_دهقانی#گاهی_از_خودت_هم_زیباتر_می_شوی